close
چت روم
داستان های کوتاه و بلند

وبسایت آزادی 4
داستان های کوتاه و بلند
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ي سايت


این وبسایت توسط دانش آموزان بسیج دبیرستان زنده یاد صادقی ساخته شده وسعی میشود که به تمام مطالب پرداخته شود.تمامی نویسندگان این وبسایت باتجربه بوده.ونظرات شما قابل احترام است
موضوعات سايت
پسورد و یوزرنیم ند32
علمی
دانلود
مطالب مذهبی
طنز
ادبیات و مطالب فرهنگی
ترفند
ورزشی
سیاسی
عکس
نويسندگان
محمدتقی ارسالی: 0
مجتبی ارسالی: 12
رضا غم شکن ارسالی: 39
امیر علی ارسالی: 15
آرشيو
امکانات وب
Yahoo Status by RoozGozar.com

چت با محمدتقی قندیلی Yahoo Status by RoozGozar.com

چت با رضا غم شکن Yahoo Status by RoozGozar.com

چت با مجتبی نصیری Yahoo Status by RoozGozar.com

چت باامیر علی حسن زاده


RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت وبسایت آزادی 4 خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







وبسایت تفریحی آزادی4
به وبسایت  آزادی 4 خوش آمدید



هم اکنون شما میتوانید با دو آدرس وارد این وبسایت شوید

.ir
.tk

تمامی مطالب این سایت بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران است
هدف این وبسایت ایجاد محیط سالم برای شما کاربران است و شما کاربران این سایت میتوانید با نظرات خود ما را راهنمایی کنید.

هوشمندانه سوال بپرسید 


در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش می پرسد

«فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟

دوستش جواب می دهد: چرا از کشیش نمی پرسی؟»

 جک نزد کشیش می رود و می پرسد 

جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن » هستم، سیگار بکشم؟

کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است

جک نتیجه را برای دوستش بازگو می کند…

دوستش می گوید: تعجبی نداره. تو سوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.

او نزد کشیش می رود و می پرسد: آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم؟

کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: مطمئناً ، پسرم. مطمئناً !

 

عزرائیل

 

مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه : آقا منو میشناسی ؟ راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه شما ؟ مسافر مرد میگه : من عزرائیلم. راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه از ترس فرار میکنه بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن !


  مرژانو - چگونه خود را دیوانه جلوه دهیم  


زن پیتر و همسایه

 

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد . همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد . زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه ؛ همسايه شون ، رابرت  پشت در ايستاده بود . تا رابرت ، زن پيتر رو ديد گفت : همين الان 1000 دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين ! بعد از چند لحظه تفکر زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چندین ثانيه تماشا مي کنه و لذت میبره . خلاصه دیگه 1000 دلارو به زن پيتر ميده و ميره !! زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت . پيتر پرسيد : کي بود زنگ زد ؟ زن جواب داد : رابرت همسايه مون بود . پيتر گفت :  خوبه !!  چيزي در مورد 1000 دلاري که به من بدهکار بود نگفت ؟

 


 



امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 35

درباره : طنز , مطلب , داستان های کوتاه و بلند ,

تاریخ : یکشنبه 29 آبان 1390 نویسنده : مجتبی l بازدید : 104

ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه   ( یکی طلا و دیگری نقره ) به او نشان می دادند. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.

این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز، گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.


تا اینکه مرد مهربانی از دیدن این صحنه ناراحت شد ... در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند سکه طلا را بردار. این جوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند.

ملانصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست. اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر پول به من نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمی دانید تا به حال با این کلک چه قدر پول گیر آورده ام. 

اگر کاری که می کنی هوشمندانه باشد، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند .... 



امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 38

درباره : طنز , ادبیات و مطالب فرهنگی , داستان های کوتاه و بلند ,

تاریخ : چهارشنبه 11 آبان 1390 نویسنده : مجتبی l بازدید : 85

مطالب گذشته
» پسورد و یوزرنیم ند 32(آپدیت روزانه) »» پنجشنبه 05 آبان 1390
» ۵۰ درصد تلفن های هوشمند تا ۳ سال آینده NFC دارند »» پنجشنبه 03 آذر 1390
» لنز تماسی الکترونیک تصاویر را به مقابل چشم شما می آورد »» پنجشنبه 03 آذر 1390
» شترمرغ روباتیک که سریعتر از قهرمان جهان می دود »» پنجشنبه 03 آذر 1390
» کد های مخفی سامسونگ »» چهارشنبه 02 آذر 1390
» اسکوتر های ژاپنی »» سه شنبه 01 آذر 1390
» ترجمه ی دقیق و ..... »» سه شنبه 01 آذر 1390
» تصاویری از جام جهانی والیبال در ژاپن (2011) »» سه شنبه 01 آذر 1390
» نظر یکی از علما در مورد افراد بد حجاب »» سه شنبه 01 آذر 1390
» پروانه ها »» دوشنبه 30 آبان 1390
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به وبسایت آزادی 4 مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

وبسایت آزادی 4